X
نام :
نظر


اخبار داغ

تداوم اقتدارگرایی در مصر؛ 4 سال پس از انقلاب - گفت وگو با دکتر احمدیان

در 11 فوریه 2011 (22 بهمن 89) حسنی مبارک، دیکتاتور مصر پس از اعتراضات مردم، استعفا داد و مردم این کشور تصور می کردند، این آغازی بر راهِ بلند دموکراسی در مصر است. مردم مصر پس از تحمل سال ها نا آرامی و رنج، به جای رسیدن به خواسته های خود، امروز حکومت اقتدارگرای سیسی را تجربه می کنند.
دکتر قدرت احمدیان، استاد روابط بین الملل معتقد است که مصر به زودی به سمت انقلاب سوم نخواهد رفت و در میان مدت دموکراسی را تجربه نخواهد کرد بلکه مجموعه ای از مسایل دست به دست هم خواهند داد تا یک حکومت اقتدارگرا به نام سیسی یا شبیه به آن در مصر دوام یابد.
او به دلایل تداوم حکومت اقتدارگرا در مصر اشاره می کند و می گوید: تهدید و نگران کردن مردم مصر نسبت به حضور افراطی گرایانی مانند داعش در کشور و همچنین تهدیدات ناشی از مشکلات اقتصادی موقتا استمرار حکومت اقتدارگرای سیسی را توجیه خواهد کرد. در این شرایط زمانی حکومت سعی می کند که خود را به عنوان یک دیکتاتور خیرخواه، دلسوز و دیکتاتوری که توان اداره جامعه، کنترل افراطی گری، مدیریت مسایل اقتصادی با توانمندی اجرای پروژه های بزرگ، نشان دهد به همین دلایل حکومت سیسی حداقل در میان مدت پایدار خواهد بود.
متن گفت وگوی شفقنا با دکتر احمدیان را می خوانید:
* چهار سال از انقلاب 25 ژانویه مصر می گذرد، مردم مصر یک انتخابات، یک کودتا و با کشته شدن «شیما صباغ» یک بازگشت به پیش از انقلاب را تجربه کردند. بسیاری از احتمال وقوع انقلاب سوم  در مصر خبر می دهند و بروز آن را منتفی نمی دانند. روند تحولات مصر نشان می دهد که سرعت تغییرات در این کشور بالاست. تحولات آینده را چطور پیش بینی می کنید، فکر می کنید سیسی توانمندی ایجاد ثبات در این کشور را دارد؟
احمدیان: اگر بخواهیم تفسیر دقیقی از چشم انداز پیشروی مصر داشته باشیم، در مرحله اول باید نگاهی دقیق به سلسله رویدادهایی کنیم که منجر به سقوط حسنی مبارک شد و در مرحله دوم باید بپردازیم به تجربه ای که اخوان المسلمین با روی کار آمدن محمد مرسی داشت. من فکر می کنم آن سلسله تحولاتی که به سقوط حسنی مبارک منجر شد به لحاظ ریشه یابی گریز ناپذیر بودند، رژیم حسنی مبارک و حکومت های شبیه به آن در خاورمیانه از جمله حکومت هایی هستند که متعلق بر شرایط و روح حاکم بر زمان نبودند و توان انطباق با شرایط، اوضاع و احوال جهانی را نداشتند، آنها رژیم هایی بودند که به عصر دوره جنگ سرد تعلق داشتند و در واقع میراث حکومت های دیکتاتوری سنتی بودند که در قرن 21 و عصر مدرن، جهانی شدن و ارتباطات می خواستند به حکومت خود ادامه دهند، بنابراین اینها سازه های سیاسی ناسازگاری با وضع موجود در زندگی بشری تلقی می شدند، این است که سقوط آنها کاملا طبیعی است، اما من فکر می کنم آنچه اهمیت دارد و باید به آن توجه کنیم، تجربه بعد از سقوط مبارک است؛ با توجه به بستر حاکم بر زندگی بشر در عصر پسامدرن سقوط مبارک را بسیار شگفت انگیز نمی دانم، ولی آنچه مهم است عملکردها، جهت گیری ها، کنش و واکنش های سیاسی و رویکردهایی است که بعد از سقوط مبارک در مصر ایجاد شد، ما باید این مساله را مبنا قرار دهیم و به آن توجه کنیم.
مصر بعد از مبارک در تعریف و ارایه تصویر خود به دنیا موفق نبوده و سردرگم است، از یک طرف گرایش به دموکراسی، جهت گیری های لیبرالیستی و حقوق بشری است که این مساله با توجه به ظهور رادیکالیسم در خاورمیانه می تواند، آسیب ایجاد کنند، به همین دلیل متاسفانه در خاورمیانه گرایش به دموکراسی با تزلزل دولت همراه است، یعنی تجربه غرب که توانسته بین آزادی، دموکراسی، جایگاه و اعتبار مردم جامعه و شأن دولت به عنوان نهادی که تامین کننده امنیت جامعه است، به یک تبادل و موازنه برسد، اما در جهان سوم و به طور خاص در خاورمیانه و به طور ویژه تر در خاورمیانه عربی و خاص تر از همه در جوامعی مثل مصر، این تعادل به سختی به دست می آید که ما همزمان هم دموکراسی و هم دولتی قدرتمند داشته باشیم. به همین دلیل اگر در جامعه مصر تاکید بر دموکراسی، آزادی ها و حقوق بشر باشد، متاسفانه به معنی تزلزل در دولت ترجمه خواهد شد و دولت کنترل خود را بر جامعه از دست خواهد داد؛ این مساله می تواند زمینه ساز شکل گیری جریاناتی شود که ما امروز در خارومیانه به نام رادیکالیسم می شناسیم و تزلزل دولت برای دموکراسی تقویت کننده رادیکالیسم خواهد بود، از طرف دیگر اگر دموکراسی، آزادی و حقوق بشر را در پای دولت های اقتدارگرا قربانی کنند، آرزوها و خواسته هایی که در انقلاب مصر هم مطرح بود، تحقق نیافته می شود و این آرمان ها بر باد می رود بنابراین مصر در یک پارادوکس قرار گرفته که امنیت مهم است یا دموکراسی؛ اگر امنیت برای مصر مهم باشد، پس چرا باید انقلاب می شد و حسنی مبارک می رفت و اگر امنیت مهم نیست، ممکن است زمینه برای گسترش رادیکالیسم فراهم شود، دولت تضعیف شود، ناامنی، نا کارآمدی اقتصادی، رکود، بیکاری و فقر افزایش می یابد و در نتیجه زمینه گسترش رادیکالیسم و افراطی گری در جامعه مصر فراهم می شود. بنابراین باور من این است که مصر با پارادوکس جدی مواجه است، پارادوکسی که عمده دولت های خاورمیانه با آن مواجه هستند، این پارادوکس این است که قابلیت سازگاری میان وزنه مردم و دولت وجود ندارد یعنی نتوانستند راهی پیدا کنند که دولت های توانمند، مسوول و پاسخگو باشند و توانایی اعمال حاکمیت در محدوده سرزمین ملی را داشته باشند و از طرف دیگر حق و حقوق آزادی های مردم و دموکراسی، جمع بستن بین این دو در خاورمیانه به یک مساله پیچیده تبدیل شده است و تا راهی برای این دو پیدا نشود این مشکلات از جمله در مصر استمرار پیدا خواهد کرد.
* علی رغم اینکه سیسی در صحبت هایش نشان می دهد که فردی منطقی است و برای اصلاح مصر و ایجاد آرامش و صلح در این کشور، تمام تلاش خود را می کند، به نظرتان توانمندی ایجاد ثبات در مصر را نخواهد داشت؟
احمدیان: سیسی در صدد است تا سازوکارهایی که در دوره مبارک وجود داشته را احیا کند و سلطه ارتش و اقتصاد که مانند قبل بود را مجددا تصویب و تقویت کند، به عبارت دیگر سیسی قصد دارد دوباره شرایطی که با تحولات و دگرگونی های امروزی سازگاری ندارد را احیا کند که انتخاب این رویکرد برای سیسی بسیار دشوار خواهد بود، اما اگر سیسی هم در مصر توان کنترل جامعه به لحاظ مدیریت اقتصادی و مسایل امنیتی را از دست دهد، آیا نتیجه این خواهد شد که در مصر یک دموکراسی رو به رشد به وجود آید؟! به نظر من خیر، نتیجه آن احتمالا منجر به ایجاد یک رادیکالیسم در مصر خواهد شد. سیسی با مطالبه آزادی، حقوق بشر و دموکراسی مواجه است، اگر این مطالبه را پاسخ دهد، خود او رفتنی خواهد شد و قدرت را باید به یک بدنه اجتماعی گسترده ای از جامعه مصر واگذار کند که بخشی از آن قطعا اخوان المسلمین است؛ بنابراین پارادوکسی موجود در جامعه مصر به دوره سیسی هم استمرار پیدا کرده و دولت در یک سردرگمی جدی به سر می برد مبنی بر اینکه درجه امنیت را نمی تواند با درجه آزادی و دموکراسی تنظیم کند، این ناتوانایی در تنظیم میزانی از این دو مساله گرفتاری های بیشتری را برای جامعه مصر به وجود خواهد آورد.
* در سالگرد انقلاب مصر، 25 ژانویه، درست در همان میدان تحریر که مردم نسبت به وقوع انقلاب ابراز شادی می کردند، انقلابیون توسط پلیش کشته شدند و کاریکتاتوری از پیروزی انقلاب به نمایش گذاشته شد. به جز اینکه فرمودید مصر با پارادوکس مواجه است، آیا فضای اجتماعی و مردم مصر آمادگی این انقلاب را داشتند؟
احمدیان: جامعه مصر فارغ از کلیت جامعه بشری در دنیای امروز نیست، این باور که بگوییم مصر آمادگی برای این انقلاب را نداشت، صحیح نیست. من فکر می کنم مصر جامعه مدنی پویا و قدرتمندی داشته و دارد، جامعه مصر برعکس بسیاری از دولت های خاورمیانه به واسطه وجود جنبش اخوان المسلمین و همچنین وجود مراکز و چهره های بزرگ علمی و مراکز دانشگاهی مانند الازهر از نظر اجتماعی جامعه پویایی است و ارتباطات بسیار گسترده ای با دیگر جوامع جهانی دارد. مردم مصر از لحاظ فرهنگی و آگاهی از زمانه، مردمی پویا و مترقی هستند بنابراین من می پذیرم که مردم مصر آمادگی یا به تعبیری مایل به ایجاد دگرگونی سیاسی برای رسیدن به یک نظام سیاسی مترقی تر داشتند و در این مسیر هم آگاهانه حرکت کردند، اما آنچه که مهم است، ساخت دولت است، ساخت دولت به دلیل سنتی بودن و به دلیل سابقه طولانی دیکتاتوری، استبداد، سرکوب و فقدان تجربه دموکراتیک در درون حکومت، به راحتی به دموکراسی و خواسته ها و امیال مترقی جامعه مصر تن نمی دهد و نمی پذیرد بنابراین مردم و جامعه مصر آمادگی پذیرش تحول و حرکت رو به جلو را دارند، اما مهم این است که حکومت یا دولت هم توان انطباق با این شرایط را دارد؛ اگر دولت در مصر با خواسته ها و امیال مردم که عبارتند از آزادی، دموکراسی خواهی، تقویت جامعه مدنی و مسایلی از این قبیل انطباق کند، تبعات آن چه خواهد شد؛ آیا منجر به جامعه با ثبات خواهد شد؛ من با این مساله چندان موافق نیستم، چون خاورمیانه بسیار به دولت های پر قدرت عادت کرده است، اگر این دولت ها متزلزل و تضعیف شوند فکر می کنم زمینه برای نا امنی فراهم خواهد شد و امروزه هم این مساله بسیار جدی است، امکان تسری نا امنی که ما در بخش هایی از خاورمیانه شاهد هستیم، به بخش هایی از جامعه مصر دور از ذهن نیست که در این صورت دولت متضرر و ناکام می شود و کنترل اوضاع را از دست می دهند.
* بحث از بازگشت به دوران مبارک است، اقدامات سیسی در چند وقت اخیر و همچنین تبرئه مبارک و فرزندانش هم موید این ماجراست، وضعیت دولت سیسی و نحوه رفتار او با مخالفان را چطور تحلیل می کنید آیا خشونتی که امروز در مصر شاهد آن هستیم جرقه های انقلاب سوم را ایجاد خواهد کرد؟
احمدیان: به چند دلیل در کوتاه مدت شاهد این مساله نخواهیم بود، اول اینکه مردم مصر در چند سال اخیر تجربه مناسبی از تحولات انقلابی کسب نکردند، آنها مبارک را ساقط کردند و مرسی را آوردند؛ او شرایط و سیاست های خاص خود را اعمال کرد، پس از آن 20 میلیون امضا علیه مرسی جمع شد و  منجر به روی کار آمدن سیسی شد که درصدد احیای شرایط قبل از مبارک است، به تعبیری من فکر می کنم که مردم مصر تجربه خوبی از دگرگونی ها و تحولات انقلابی که منجر به سقوط مبارک و تحولات بعد از آن شد در خاطر ندارند به همین دلیل به زودی به سمت انقلاب دیگری نخواهند رفت. نکته دیگر اینکه تشدید یا شتاب گرفتن تحولات انقلابی در مصر این امکان را می تواند فراهم کند که جریانات افراطی و رادیکال که امروزه در بخش هایی از خاورمیانه هم شاهد دامنه نفوذ و قدرت آنها هستیم، به جامعه مصر تسری پیدا کند، تصور من این است که مردم مصر نسبت به این مساله واقف هستند که اگر هم حتی تحولاتی می خواهند در مصر اتفاق افتد، مثلا سیسی از قدرت کنار رود، اکنون زمان مناسبی برای این کار نیست، به عبارتی مردم مصر شاید برعکس دولت های حاکم بر آنها بیشتر با شرایط زمانه انطباق و هماهنگی درست تری دارند، با توجه به شاکله اجتماعی جامعه مصر، دست زدن به انقلاب دیگری می تواند آتش نا امنی و افراطی گری را در جامعه مصر شعله ور کند و این می تواند تبعات بسیار گسترده ای را حتی برای خاورمیانه و جهان درپی داشته باشد. امروز در بخش های عمده ای از آفریقا وضعیت زیاد مناسب نیست و افراطی گری در حال گسترش است، مردم مصر این را به درستی درک می کنند بنابراین به دلیل تجربه ناخوشایند که در تحولات انقلابی دارد و دوم نگرانی از گسترش افراطی گری و رادیکالیسم در مصر باورم این است که حداقل در کوتاه مدت شاهد تحول انقلابی دیگری در این جامعه نخواهیم بود، ضمن اینکه مردم مصر این باور را دارند که باید فرصت بیشتری به حاکمیت فعلی داد و عملکرد حاکمیت فعلی هم بسیار مهم است که آیا خواهد توانست بخش هایی از مشکلات اقتصادی جامعه مصر را حل و فصل کند، درآمدهای ناشی از توریسم را احیا کند و بیکاری، تورم و مسایلی از این قبیل را مدیریت کند، اگر دولت سیسی توان مدیریت حداقل بخش اقتصادی جامعه مصر را داشته باشد این مساله می تواند پروژه تغییرات انقلابی را به تاخیر بیندازد.
* بسیاری از رهبران اخوان المسلمین کشته و دستگیر می شوند، سیسی در مصاحبه اخیر خود با اشپیگیل اخوان را با داعش مقایسه کرده و گفته که ایدئولوژی این دو هیچ تفاوتی با هم ندارند. برای این گروه چه اتفاقی خواهد افتاد آیا امکان دارد اخوان المسلمین به کلی حذف شوند یا همچنان در صحنه مصر خواهند ماند؟
احمدیان: هیچ دولتی در مصر قادر نخواهد بود که اخوان المسلمین را حذف کند، اخوان المسلمین در مصر بعد از شکل گیری در 1927 تا به امروز یکی از مهم ترین نیروهای اجتماعی در جامعه بوده است، ما اگر دو نیروی اجتماعی را بخواهیم در مصر مثال بزنیم یکی اخوان المسلمین و دیگری نظامیان هستند. قدرت اجتماعی اخوان المسلمین در جامعه مصر یک قدرت جدی، ساختاری و موثر است و هیچ کسی توان حذف این گروه را ندارد اگرچه ممکن است رهبران آنها بازداشت شوند، حزب منحل شود و آنان را به داعش تشبیه کنند، اما با این حال جامعه مصر این اخبار و مسایل را باور نخواهد کرد و نخواهد پذیرفت که اخوان المسلمین را با داعش مقایسه کنند. اخوان المسلمین با داعش به لحاظ ایدئولوژی، ساختار فکری، روش کار سیاسی و مسایل بسیار دیگری تفاوت جدی دارد، مقایسه اینها از سوی سیسی و حاکمیت چندان مورد استقبال جامعه مصر و نظام بین الملل قرار نخواهد گرفت؛ بنابراین ممکن است حاکمیت توان کنترل رهبران، تشکیلات و محدودیت هایی برای فعالیت این جنبش را داشته باشد، اما اندیشه اخوانی، تئوری سیاسی و قدرت نفوذ اجتماعی آنان در مدارس، بیمارستان ها، بازار، مساجد و روستاها حذف نخواهد شد.
ما اگر به دوران گذشته برگردیم، مواردی را شاهد هستیم که اخوان المسلمین اینگونه در تنگنا قرار گرفت، با محدودیت مواجه شد و رهبران این گروه را اعدام کردند، اما اخوان المسلمین به مسیر خود ادامه داد؛ البته در این بین نباید فراموش کرد که اخوان المسلمین بعد از سقوط مبارک تجربیات بدی از خود نشان داد و مرسی قادر به مدیریت صحیح مسایل سیاسی مصر نبود؛ شاید اگر اخوان المسلمین از تجربه محمد مرسی درس های بهتری بگیرد، در آینده خواهد توانست در جامعه مصر مجددا به لحاظ تشکیلاتی، ساختاری و سازمانی احیا شود.
* مردم مصر چهره هایی مثل البرادعی را متهم به تنها گذاشتن آنها می کنند، در شرایط فعلی مصر که فضای انتقام گیری حاکم و حضور غیر از موافقان دولت، نیست، گروه های معتدل مثل البرادعی برای آرام کردن فضا و تحقق خواسته های مردم می توانند کاری از پیش ببرند؟
احمدیان: کسانی مثل البرادعی و عمرو موسی به چند دلیل توان بسیج کردن مردم و قدرت تاثیرگذاری جدی بر جامعه مصر را ندارند، دلیل اول اینکه آنها فاقد ایدئولوژی مشخص و منسجمی هستند که بتوانند ذیل آن دست به بسیج بزنند، آنها چهره های خوش نامی در جامعه مصر هستند که تجربیات فرا ملی دارند، البرادعی در آژانس بین المللی انرژی اتمی و به عنوان یک دانشمند و عمروموسی هم به عنوان دبیر کل اتحادیه عرب در مصر شناخته شده هستند، اما این مساله برای بسیج جامعه و اینکه یک فردی مثل البرادعی یا عمروموسی بتواند تاثیرگذاری جدی بر مسایل مصر داشته باشند، کافی نیست، تجمیع نیروی مردمی نیاز به پشتوانه اجتماعی دارد، پشتوانه اجتماعی هم به واسطه ایدئولوژی، تئوری یا نظریه سیاسی خلق می شود، از آنجایی که اینها فاقد هر نوع ایدئولوژی هستند امکان بسیج یا تجمیع نیرو اجتماعی پشت سر خود را ندارند. باید توجه کنیم که صرفا نام و نشان برای تاثیرگذاری بر مسایل و روندهای سیاسی کفایت نمی کند و بسیاری عوامل دیگر باید در کنار آن باشد که برای البرادعی و دیگران نیست.
* با توجه به وضعیت اخوان المسلمین و گروه معتدل، دولت کنونی سیسی و پارادوکسی که در مصر وجود دارد، به نظرتان آینده مصر به چه سمتی خواهد رفت آیا به آرامش و دموکراسی خواهد رسید یا همچنان دیکتاتوری در آن ادامه خواهد یافت؟
احمدیان: من فکر می کنم در میان مدت جامعه مصر دموکراسی را تجربه نخواهد کرد و مجموعه ای از مسایل دست به دست هم خواهند داد تا یک حکومت اقتدارگرا به نام سیسی یا شبیه به آن در مصر دوام بیاورد؛ برای این نظر هم چند دلیل وجود دارد، اول اینکه متاسفانه عملکرد خشن و عجیب افراطیونی مانند داعش که در خاورمیانه دنبال می کنند، همانند سوزاندن یک انسان به طور زنده، یا سر بریدن ها و مسایل دیگر، بسیار نگران کننده هستند و این مساله می تواند ابزار مناسبی در اختیار حکومت هایی مانند سیسی قرار دهد. به عبارت دیگر نوع عملکرد داعش و نگران کردن مردم و جامعه مصر از حضور افراطی گری در مصر و یادآوری اتفاقاتی که در سوریه و عراق افتاده، مردم مصر را وادار به پذیرش اقتدارگرایی به سبک سیسی می کند.
در صحرای سینای مصر، گاهی افراطیون حمله می کنند و دست به خشونت می زنند حتی جریان شاخه داعش در مصر گاهی دست به اقداماتی می زند که این مساله نیز نگرانی از سوی مردم مصر را تشدید و استمرار حکومت اقتدارگرای نظامیان به رهبری سیسی را توجیه پذیر می کند.
نکته دیگر اینکه مصر غرق در مشکلات اقتصادی است و این امید شاید در میان برخی از جامعه مصر به وجود آید که با آمدن یک حکومت سکولار، اقتدارگرا یا شبیه آنچه در گذشته وجود داشته، می تواند بخش هایی از اقتصاد مصر را دوباره به حرکت در آورد، بنابراین یک تهدید افراطی گری و تهدیدات ناشی از مشکلات اقتصادی و فقر و بیکاری موقتا استمرار حکومت اقتدارگرای سیسی را توجیه خواهد کرد و در این شرایط زمانی حکومت هم سعی می کند که خود را به عنوان یک دیکتاتور خیرخواه، دلسوز و دیکتاتوری که توان اداره جامعه، کنترل افراطی گری، مدیریت مسایل اقتصادی با توانمندی اجرای پروژه های بزرگ، نشان دهد به همین دلایل حکومت سیسی حداقل در میان مدت پایدار خواهد بود.
گفت وگو از سمانه معارف- شفقنا

نظر شما چیست ؟

نام :
نظر :