X
نام :
نظر


اخبار داغ

در ستایش میانه روی و اعتدال-یادداشتی از فرزاد نسیمی پور

اندکی سفسطه و مقدار زیادی نا امنی ، یک فرد را مستعد نگرشی افراطی و توده وار در خصوص مسائل سیاسی میسازد" 

جمله تامل برانگیز فوق گفته ی " لیپِست " دانشمند سرشناس علوم سیاسی است. این جمله از آن دست جملات عمیقی است که هم گوشه چشمی پروبلماتیک به دگرگونی احوال سیاسی جوامع دارد و هم میتوانند چهارچوب نظری قانع کننده ای برای تحلیل و تعلیل آن دگردیسی ها در اختیار گذارد . میتوان از این جمله  وام گرفت و از خود سوال پرسید که چرا جوامع به ظاهر متمدن و مترقی در دوره هایی از حیات سیاسی خود ، دچار وقفه ها و سکته هایی در روند طبیعی خود میشوند ؟ چرا در دوران هایی در رفتار سیاسی مردم به ناگاه چرخشی مهیب پیش می آید که همه ناظران را مات و مبهوت میسازد ؟ 
اینها سوالاتی جدی هستند بویژه آنکه تاریخ ما هم از این چرخه های حیرت آور و نا امید کننده در بطن تحولات سیاسی و اجتماعی خود کم ندارد . از زمانیکه که مشروطه منادی تجدد و ترقی برای جامعه ایرانی شد و حوادث یاس آور و شکننده بعدی که عطش و تمنای نیل به دیکتاتوری پهلوی اول را دامن زد تا تجلی اراده ملی ایران در کارزار ملی کردن صنعت نفت و سلسله اتفاقات بعدی آن که منجر به حاکمیت زمستان سوزان بعد از مرداد 32 شد ، نمونه هایی از گرفتاری در چنبره ی این چرخه مایوس بوده اند .
اندکی جلوتر بیاییم  در حول و حوش سالهای اخیر یکی از سوالاتی که همیشه برای ناظران سیاسی محل بحث بوده است تکرار این چرخه ی معیوب بعد از رخداد حماسه مترقی سال 76 است .ظهور دولت اصلاحات و متعاقب آن صورتبندی گفتمان اصلاح طلبانه دل ها را امیدوار و عزم ها را به پیشرفت این مسیر توسعه مدار ،جزم کرد. اما به باور برخی این تب بعد از مدتی فروکش کرد و با وجود حرکت افتان و خیزان این   گفتمان نو در فضای سیاسی ایران ، نتوانست فرزند خود را زنده به دنیا آورد. 
برآینده انتخابات سال 84 از یک طرف پرده از گره های ناگشوده ی دینامیک درونی جامعه ایران و از طرف دیگر ناتوانی صاحبنظران در شناسایی و پیش بینی رفتار انتخاباتی مردم برداشت . پس از خروج از شوک اولیه به تدریج این رخداد مورد تحلیل های مختلف و گاه متعارض قرار گرفت و گمانه زنی ها و رمز گشایی از این معما آغاز شد . 
در این مجال مایلم به تحلیلی لیپِستی از این واقعه و همچنین در ادوار بعد از آن بپردازم . جامعه ایران در سال 84 و پس از گذراندن دوران هشت ساله اصلاحات با حالتی از بیقراری و انتظار و تعلیق مواجه شد . مردم ایران در آن زمان مشکله ناامنی و تشویش اقتصادی چندانی نداشتند اما با عرضه سربسته و مبهم ایده ی عدالت خواه و مهروز در معرض سفسطه جدید و فریبنده قرار گرفتند . همین متغیر  سفسطه جدید به نام عدالت خواهی باعث شد توده های مردم فرای نگرش های سیاسی و جناحی خاص خود ، دولتی را بر سرکار آورند که چیزی جز ندامت و انگشت به دهان گزیدن باقی نگذاشت .
در سال 92 اما این ماجرا به شیوه دیگر پیش رفت ؛ هم عیار سفسطه عدالت خواهی و مهرورزی روشن شده بود و هم معضله امنیت در ابعاد مختلف خود بروز کرده بود . مردم به تکاپوی انتقادی از خود افتادند ،عقلانیت سیاسی چاشنی کار شد و دولت اعتدالگرا بر سریر کار آمد . 

اکنون و در آستانه ی مصافی دیگر،  این معادله به گونه دیگر است . گرچه معضلات اقتصادی دل مردم را می آزارد و بسیاری از مردم از ناامنی معیشتی و غبارآلود بودن امید به زندگی ابرو در هم کشیده اند اما از این نظر میتوان امیدوار بود که حقانیت گفتمان اعتدال بر مردم هویدا شده است . حنای سفسطه های غوغاسالار ،کلی گویانه،  آرمان شهری و بی بنیاد دیگر رنگی ندارد. 

آگاهی سیاسی و معرفتی مردم در اثر به دوش کشیدن رنج و محنت طاقت فرسای میراث دولت گذشته ، بالا رفته است و به نوعی آنها را در برابر ظهور دوباره چنین آرمان های تهی مایه ای واکسینه کرده است . 

جامعه ایرانی پس از گذار از فراز سالهای پر تجربه حال به نیکی فواید اعتدال و اتخاذ موضع میانه رویی را میداند . گرچه شرایط عینی اقتصادی ، دشوار ،تنش زا و همراه با فشار اجتماعی و روانی است اما عقلانیت تکوین یافته در ذهنیت ایرانیان ، سپری در برابر عرض اندام سفسطه های گمراه کننده و انحرافی است. 

عضو حزب کارگزاران سازندگی استان کرمانشاه
@kargozaran_sarpol

نظر شما چیست ؟

نام :
نظر :